تبليغاتX
عشق کنکور...(اند خالي بندي!!)

من يكي كه معماري داره منت مي كشه

 

البته قراره  همه مون معماري بريم و خميرو برج

 

 

بارون كنيم مگه يادتون نيست000عجببببب

 

پس لابد اين ماكته رو كه ساخته بوديم هم يادتون

 

 نيست ولي من يادمه000

 

 

طراحی ، ترسيم نقشه سه بعدی و اجراي ماكت هنرستان هنر و معماری - ترم چهارم

+ نوشته شده توسط بروبچ کلاس در جمعه هشتم تیر 1386 و ساعت 21:56 |

سلام بچه ها خوبين دلم براتون تنگ شده L انشا الله

 

همه مون كنكور قبول ميشيم... فوقش هم سالي ديگه

 

 مگه اشكا لي داره....نه!!!!!هنوز جوونيم !!!مگه نه J.

 

 ......خوب شما ها هم  يه سري بزنين ديگهL ....

 

 .....بروبچ فعلا باي .

 

 اين هم عكس يا دگاري بروبچ كلاس ما

 

+ نوشته شده توسط بروبچ کلاس در جمعه هشتم تیر 1386 و ساعت 21:50 |
۴ روز دیگه تا کنکور مونده

.

.

.

التماس دعا...........

+ نوشته شده توسط بروبچ کلاس در یکشنبه سوم تیر 1386 و ساعت 18:3 |

فقط با جنبه ها بخونن.......

اگر داوطلبي در كنكور قبول نشودهيچ تقصيري نداردچرا كه سال فقط 365روز است.

                                                        در حالي كه:

1) سال 52 جمعه داريم ميدانيم كه جمعه ها فقط براي استراحت است

به اين ترتيب 313 روز باقي مي ماند

2) حداقل 50 روز مربوط به تعطيلات تابستاني است

كه به دليل گرماي هوا مطا لعه ي دقيق براي يك فرد نرمال مشكل است

بنابرين 263 روز با قي مي ماند

3)در هر روز 8 ساعت خواب براي بدن لازم است

كه جمعا 122 روز مي شود

بنابرين 141 روز باقي مي ماند

4) اما سلامتي جسم وروح روزانه

1 ساعت تفريح را مي طلبد كه جمعا 15 روز مي شود

پس 126 روز باقي مي ماند

5)طبيعتا 2 ساعت در روز براي خوردن غذا لازم است

كه در كل 30 روز مي شود

پس 96 روز باقي مي ماند

6)1 ساعت در روز براي گفتگو وتبادل افكار به صورت تلفني لازم است

چرا كه انسان موجودي اجتماعي است

اين خود 15 روز است

پس 81 روز باقي مي ماند

7)روزهاي امتحان 35 روز از سال را به خود اختصاص مي دهد

پس 46 روز باقي مي ماند

8)تعطيلات نوروز و اعياد مختلف دست كم 30 روز در سال است

پس 16 روز باقي مي ماند

9)در سال شما 10 روز را به بازي مي گذرانيد

پس 6 روز باقي مي ماند

10)در سال حداقل 3 روز به بيماري طي مي شود

و3 روز ديگر باقي ميماند

11)سينما رفتن و ساير امور شخصي هم 2 روز را در بر مي گيرد

پس 1 روز باقي مي ماند

12)1 روز باقي مانده همان روزه تولد شماست

چگونه مي توان در ان روز درس خواند؟؟!!!!!!!...

نتيجه ي اخلاقي: پس يك داوطلب نرمال نمي تواند اميدي براي

قبولي در دانشگاه داشته باشد.....

+ نوشته شده توسط بروبچ کلاس در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 11:13 |
+ نوشته شده توسط بروبچ کلاس در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 و ساعت 9:53 |
زنگ دوم ادبیات داشتیم همیشه برای خوندن دعوا میکردیم این دفعه نوبت من بود

منم با خوشحالی تمام در آمد خوندم: گوستان و بلستان سعدی ......

+ نوشته شده توسط بروبچ کلاس در شنبه دوازدهم اسفند 1385 و ساعت 10:4 |
معلم فیزیک
 
معلم فیزیک محترم بنده ازدسته ی  کوتاه قدان و کوچک جستگان بود  که
 
همیشه لباسی هم رنگ دانش آموزان می پوشید آخه  تقصیر من چیه که به
 
جای مقنعه ی دوستم مقنعه ی اونو کشیدم؟!؟
 
 
+ نوشته شده توسط بروبچ کلاس در شنبه دوازدهم اسفند 1385 و ساعت 9:59 |
چه کم میدانیم که کیستیم !!! 

 

و چه کمتر از آنچه خواهیم شد !!! 
                                  

                                                        ( بایرون )

+ نوشته شده توسط بروبچ کلاس در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385 و ساعت 19:4 |

یه بارم استفاده ی صحیح از اینترنت..(البته با جایزه)

جوايز ثبت‌نام كنندگان اينترنتي(کنکور سراسری ۸۶)

شركت تعاوني خدمات آموزشي به 600 نفر از داوطلباني كه به شيوه اينترنتي در

آزمون سراسري سال 86 ثبت‌نام كنند جوايزي به شرح ذيل اهدا می کند:

15 نفر، رايانه

15 نفر، چاپگر


20
 نفر، اسكنر


50 نفر ، ماشين‌حساب پيشرفته


250 نفر، مجموعه كامل كتاب‌هاي مركز انتشارات


250 نفر، نرم‌افزار گنجينه سؤالات

 

+ نوشته شده توسط بروبچ کلاس در دوشنبه بیستم آذر 1385 و ساعت 9:59 |
مديرجان ! ديگه چه خبر؟

 

اين مطلب فقط براي شماست!!!!!! و

قصد بي احترامي به هيچ مدير محترمي را

نداريم

 

مدير بر وزن امير!كسي راگويند كه پشت ميز نشيند و

جز خود كسي را نبيند . اما گونه اي مدير نيز موجود

است كه آن را مدير مدرسه نامند كه از اين نوع مدير در

همۀ مدارس يكي يافت مي شود

براي مديران آن هم از نوع مدرسه اي واجب است كه

روي خوش به معلم جماعت نشان ندهد تا از قافله ي

اخمويان عقب نماند كه گرم و سرد روزگار چشيدگان

گفته اند روي خوش آخرو عاقبت نداردپس دو شيار

جاودان ميان دو ابرو واجب آمد كه دفع سوء تعبير كند و

چه فتنه ها را كه فرو ننشاند!

در كتاب في عواقب التبسّم المديران آمده است كه :

مدير را سه چيز عاقبت به خير كند : اول آن كه هرگز از

كار زير دست تمجيد نكند ..دويّم آن كه در توبيخ اسرع

ترديد نكند و سيّم آن كه بر مدارا تاكيد نكند.اين بدان

معناست كه يك مدير بايد سياست بداند كه از اسباب

رياست است و شرط كياست !

مديران مدرسه از مادام العمرترين نوع مديران اند .

نقل است معلمي به مديرش گفت:«اگر روز معلم

نخواهيم از شما جايزك بگيرم كه را بايد ببينيم؟» او

پاسخ داد:«برگ‍ََۀ ارزشيابي را!»گفته اند كه اين معلم

افزونه  خواه (مانند اوليورتويست ) به اداره واگذار شد

تا در فهرست معلم هاي مازاد حالش جا بيايد.

براي مطالعه و شناخت بيش تر اين گونه مديران به

منابع زير مراجعه فرماييد :

 

۱.كتاب مديريت سايه و موفقيت هاي بي پايه !

2.وي‍‍ژه نامه ي همايش مديران موفق و معلمان معلق!

3.ديدن فيلم دسته گلي براي مدير !

4.متن مصاحبه اي با عنوان (راز مديري كه تا ابد مدير

ماند ) از مجله ي رشد مديريت !

5.سايت com.مديرم.www.!

6.مقاله اي با عنوان (مدير جان! ديگه چه خبر؟) از دكتر

مديره ي مدبِّري .استاد دانشگاه مديريت سازي .

7.مقاله اي با عنوان (آن سوي پشت ميز نشيني ) از

پرفسور گمشده.

8.مجموعه ي اشعار شاعر پست مدرن (م.م.مدير) با

شمارگان 100 عدد ناشر خود شاعر.

9. سي دي آموزشي اصول مديريت خشن موجود در

شبكه ي ويديويي جهان.

10.ديدن مجموعه هاي تلويزيوني كه به كار همه كاري

مي آيد!

+ نوشته شده توسط بروبچ کلاس در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385 و ساعت 12:16 |

 

مضرات امتحانات : افزايش بار علمي به طور نا خواسته ! كمبود شديد خواب و كاهش زمان لالا از هفت ساعت به هفت دقيقه ! رواج فرهنگ غلط پاچه خاري ! براي معلمان ! افزايش خشونت عليه حيوانات (خر زني !!!) چپ و چول شدن چشمها بر اثر روش هاي غلط تقلبي ! سردرد حاصل از تمركز شديد براي يافتن راههاي مدرن تقلب! افزايش ادب به طور چشمگير براي گرفتن جزوه از هر كسي

+ نوشته شده توسط بروبچ کلاس در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385 و ساعت 19:44 |

 

 

 

 

دخترها:    

 

بعضي از اونا واقاً مي خونند وقتي ميرن سر كتاب تا يكي دو ساعت ديگه كلشونو از كتاب بر نمي دارند .

عادت دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند.

بعضي هاشون هم كه مثلا درس مي خونند كتاب جلوشونه چشمشون هم روي كتابه ولي حواسشون يه جاي ديگست ...

يه عده اي هم هستند كه به بهونه اينكه مشكل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود يك ساعت و اندي به طوري كه اشك و دود تلفن در مياد براي هم قصه بي بي چساره تعريف مي كنند.

                            

 

و اما پسر ها:

 

يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد.

 وقتي حسش مياد كه شب امتحانه ...

يه كم كه درس  خوندند يه موردي پيش مياد و بهش خيره مي شوند و به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فكر مي كنند .

 وقتي فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند .

حين استراحت حسشون  تموم ميشه حال ندارند برند  بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون.

همينجور كه مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه فكر مي كنند(لازم به ذكر است كه هيچ وقت در هيچ موقعيتي فكر نمي كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون مياد) بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون فحش ميدند مي گند اينارو درس نداده . خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد ميشه اونايي هم كه خونده بودند يادشون ميره به همين سادگي.

+ نوشته شده توسط بروبچ کلاس در سه شنبه شانزدهم آبان 1385 و ساعت 19:51 |

فقط سيب...

تو به من خنديدي و نمي دانستي

من با چه دلهره از باغچۀ همسايه

سيب را دزديدم

باغبان از پي من تند دويد

سيب را در دست تو ديد

غضب آلود به من كرد نگاه

سيب دندان زده از دست توافتاد به خاك

وتو هنوز... سالهاست

درگوشۀ من آرام آرام

خش خش گام تو تكرار كنان

مي دهد آزارم

                       ومن انديشه كنان غرق اين پندارم

                                كه چرا خانۀ كوچك ما سيب نداشت!!

+ نوشته شده توسط بروبچ کلاس در سه شنبه شانزدهم آبان 1385 و ساعت 19:4 |

بيوگرافي:

بروبچ كلاس ما از اون بچه هاي(بلا نسبت)خر خونن كه نمرۀ زير 16 توي

كلاسمون نداريم (لطفاً سؤال نفرماييد..!)

از اول مهر براتون بگيم:

اول رمضون:تلويزيون تعطيل (فقط يه ذره شبكۀ2 بعد شبكۀ3 بعدم شبكۀ1

بعد...)

موقعۀ پرسيدنم همه يادشون ميومد كه روزَن (حالا نگو كي بگو...خانوم

توروخدا نپرسين روزه ايم اگه حرف بزنيم

آب بَدَنمون كم مي شه!!!

رمضونم رفت و ما مونديم واِستغفُرالله..!! كنكور..

بايد عرض كنم كه بچه هاي كلاس ما انقدر مي خونن كه به رتبه اولا

كنكورمي گن زكي!!!!

+ نوشته شده توسط بروبچ کلاس در سه شنبه شانزدهم آبان 1385 و ساعت 18:38 |

مثل ما....

+ نوشته شده توسط بروبچ کلاس در سه شنبه شانزدهم آبان 1385 و ساعت 18:11 |

JavaScript Codes